خرید بک لینک

درباره سایت

بارون

باران که می بارد دلی جایی تنگ است.تو گریستی یامن...

امکانات وب

امروز یه دست فروش دیدم که معلول بود وروی ویلچر نشسته بود.عطر میفروخت.دلم میخواست همه ی عطراشو بخرم.اون دستفروش اینقدر عزت داشت که گدایی نکنه و دستشو جلو بقیه دراز نکنه.این عزت یعنی همه چیز...

برچسب: نویسنده: بهناز تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت: 0:27

صفحه بندی