باران که می بارد دلی جایی تنگ است.تو گریستی یامن...
عقربه های ساعت نبودنت را به رخم میکشند..
برچسب: نویسنده: بهناز تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 22:24
شاید دلت تنگه برام شاید بیداری مثل من به یاد اون خاطره ها...
برچسب: نویسنده: بهناز تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 21:41
اموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می بخشد نه زمان...
برچسب: نویسنده: بهناز تاريخ: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 14:43
به صدات معتاد شده بودم....رفتی.... حالا هر روز خاطره تزریق می کنم...
برچسب:
نویسنده: بهناز
دلم که گرفته باشد با صدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم چه رسد به مرور خاطراتمان...
برچسب:
نویسنده: بهناز
متنفرم از ادمای متظاهر ودورو...
برچسب:
نویسنده: بهناز
متاسفم واقعا متاسفم واسه افرادی که تو وبلاگشون مینویسن توهین نکنین ولی خودشون تو وبلاگشون با متنایی که مینویسن به خواننده های وبلاگشون توهین میکنن!!! فکر کنم این جور ادما اصلا معنی توهینو نمیدونن!!!باز هم متاسفم...
برچسب:
نویسنده: بهناز
الان کجایی؟کاش بودی...
برچسب:
نویسنده: بهناز
دلم برای خودم تنگ شده... همون که هنوز دلش نشکسته بود...
برچسب:
نویسنده: بهناز
امروز امتحان داشتیم.ااااخخخخ از دست این دوستان!نمیذاشتن جواب بدم پشت سر هم ازم جواب سوالا رو می پرسیدن.یکی میگفت برگه تو بگیر بالا! یکی میگفت سوال 8 چی میشه!نفهیدم چی نوشتم. تا جایی که میشد کمک کردم تا اینکه همون که خیلی سوال ازم می پرسید گفت سوال9 چی میشه؟گفتم اشتباه نوشتم.گفت اشکال نداره بگو.منم گفتم.اونم همون جوابو به پشت سریش داد.سوالی که بعید میدونم درست باشه.تازه خدا میدونه تازه شاید نفر دوم همون جواب اشتباه رو به نفر سوم هم رسونده باشه!!!!!اصلا به من چه خودش خواست!!!!
برچسب:
نویسنده: بهناز
گاهی ته میکشه... ادم ساعت شنی نیست که سروتهش کنی...ادم گاهی تموم میشه...
برچسب:
نویسنده: بهناز
چقدر صدای تیک تیک ساعت دلخراش است...وقتی تو یک ثانیه هم کنارم نیستی...
برچسب:
نویسنده: بهناز
وقتی یه نفر میگه تنهام,منظورش این نیست که هیچ کسو نداره.یعنی اونی که باید پیشش باشه نیست.........
برچسب:
نویسنده: بهناز
خدایا... در انجماد نگاه های سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده...
برچسب:
نویسنده: بهناز
غم که نوشتن ندارد نفوذ میکند در استخوات هایت...جاسوس می شود در قلبت وارام ارام از چشم هایت بیرون می ریزد...
برچسب:
نویسنده: بهناز